خاطرات اسدالله علم

26بهمن
پس از حرفهای راننده ام پشت من لرزید؛ خدا لعنت کند این هویدا را، مثل اینکه واقعاً مأموریت خرابکاری دارد و کک هم او را نمی گزد
یادداشت‌های علم، جمعه ۵ مرداد ۱۳۵۲

پس از حرفهای راننده ام پشت من لرزید؛ خدا لعنت کند این هویدا را، مثل اینکه واقعاً مأموریت خرابکاری دارد و کک هم او را نمی گزد

خیلی حرف عجیب عبرت انگیزی گفت. پشت من لرزید. خدا لعنت کند این هویدا را. مثل اینکه واقعاً مأموریت خرابکاری دارد و کک هم او را نمی گزد.

19آذر
«به‌اصطلاح رجال!»

«به‌اصطلاح رجال!»

«مقداری راجع به رجال (به‌اصطلاح رجال!) صحبت شد. عرض کردم خیلی کوتاه‌فکر و بدبخت و بیچاره هستند. تمام مسائل مملکتی را از نقطه‌نظر شخصی قضاوت می‌کنند...»

19مهر
حال شاه بابت صحبت‌های پزشکپور در مجلس درمورد بحرین خوش نبود
یادداشت‌های اسدالله علم، یکشنبه ۹ فروردین ۱۳۴۹

حال شاه بابت صحبت‌های پزشکپور در مجلس درمورد بحرین خوش نبود

حال شاهنشاه خوش نبود. معلوم شد در مجلس وقتی وزیر خارجه جریان کار بحرین را داده، پزشکپور، لیدر حزب پان ایرانیست برخلاف انتظار بیش از حد آن چه لازم بود، حمله به دولت کرده و حتی دولت را استیضاح کرده است. عرض کردم چه مانع دارد؟

11دی
سفیر امریکا در ماجرای کنسرسیوم نفتی ابراز عجز کرد، من هم به او گفتم پس باید آماده جنگ باشیم
یادداشت‌های علم، سه‌شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۴۷

سفیر امریکا در ماجرای کنسرسیوم نفتی ابراز عجز کرد، من هم به او گفتم پس باید آماده جنگ باشیم

صبح شرفیاب شدم جریان مذاکره با سفیر آمریکا را به تفصیل عرض کردم شاهنشاه فرمودند، در مورد پیروی کشورهای دیگر خاورمیانه از ما [سفیر] بی جهت شک داشت، چون روس ها هم چه بخواهیم چه نخواهیم به ما کمک خواهند کرد و خاورمیانه را بیشتر مشتعل خواهند ساخت. به هر صورت جنگی می خواهد شروع بشود، خدا عاقبت آن را به خیر کند.