انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، ایران را از فشار ناحیه شمال نجات داد/بلشویکها قروض ایران به روسیه تزاری را بخشیدند
قدرتهای پنهان در کاخ
پس از حرفهای راننده ام پشت من لرزید؛ خدا لعنت کند این هویدا را، مثل اینکه واقعاً مأموریت خرابکاری دارد و کک هم او را نمی گزد
«آخوند فرنگی»
مردی که از ترس فروپاشی، امپراتوری را به خواب برد
پزشکی که به صدور انقلاب معتقد بود
سختی های تهیه و تکمیل آرشیو اسکن شده نشریات در عدم همراهی مراکز اسنادی/ ضرورت حفظ و نگهداری نسخه های کاغذی به عنوان تنها وسیله راستی آزمایی و جلوگیری از تحریفهای احتمالی در فایلهای دیجیتال/ چگونه آرشیو اسکن شده مطبوعات از صد گیگ ابتدای دهه نود به بیش از پانزده ترابایت امروز رسید!
کتاب و کتاب خوان در ایران؛ تحقیقی که قلب را از نومیدی سرشار می کند!
خیلی حرف عجیب عبرت انگیزی گفت. پشت من لرزید. خدا لعنت کند این هویدا را. مثل اینکه واقعاً مأموریت خرابکاری دارد و کک هم او را نمی گزد.
«مقداری راجع به رجال (بهاصطلاح رجال!) صحبت شد. عرض کردم خیلی کوتاهفکر و بدبخت و بیچاره هستند. تمام مسائل مملکتی را از نقطهنظر شخصی قضاوت میکنند...»
حال شاهنشاه خوش نبود. معلوم شد در مجلس وقتی وزیر خارجه جریان کار بحرین را داده، پزشکپور، لیدر حزب پان ایرانیست برخلاف انتظار بیش از حد آن چه لازم بود، حمله به دولت کرده و حتی دولت را استیضاح کرده است. عرض کردم چه مانع دارد؟
صبح شرفیاب شدم جریان مذاکره با سفیر آمریکا را به تفصیل عرض کردم شاهنشاه فرمودند، در مورد پیروی کشورهای دیگر خاورمیانه از ما [سفیر] بی جهت شک داشت، چون روس ها هم چه بخواهیم چه نخواهیم به ما کمک خواهند کرد و خاورمیانه را بیشتر مشتعل خواهند ساخت. به هر صورت جنگی می خواهد شروع بشود، خدا عاقبت آن را به خیر کند.